پرسش :آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟

    پرسش :آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟ توضیح : سوال می شود اگر قبول کنیم، فاطمه (سلام الله علیها) در مقطعى از شیخین دلگیر شده باشد؛ ولى این مطلب نیز ثابت است که شیخین در آخرین روزهاى حیات فاطمه آمدند و از ایشان رضایت گرفتند؛ چنانچه بیهقى و دیگران نقل کرده‌اند: «عن الشعبی قال لما مرضت فاطمه أتاها أبو بکر الصدیق فأستئذن علیها فقال علی یا فاطمه هذا أبو بکر یستئذن علیک فقالت أتحب أن أأذن؟ قال نعم فأذنت له فدخل علیها یترضاها وقال والله ما ترکت الدار والمال والأهل والعشیره إلا لإبتغاء مرضاه الله…

مشاهده بازنگری

خلاصه: امتیاز پست

User Rating: 4.85 ( 1 votes)
0

 

 

پرسش :آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟

پرسش :آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟
توضیح
: سوال می شود اگر قبول کنیم، فاطمه (سلام الله علیها) در مقطعى از شیخین دلگیر شده باشد؛ ولى این مطلب نیز ثابت است که شیخین در آخرین روزهاى حیات فاطمه آمدند و از ایشان رضایت گرفتند؛ چنانچه بیهقى و دیگران نقل کرده‌اند:
«عن الشعبی قال لما مرضت فاطمه أتاها أبو بکر الصدیق فأستئذن علیها فقال علی یا فاطمه هذا أبو بکر یستئذن علیک فقالت أتحب أن أأذن؟ قال نعم فأذنت له فدخل علیها یترضاها وقال والله ما ترکت الدار والمال والأهل والعشیره إلا لإبتغاء مرضاه الله ومرضاه رسوله ومرضاتکم أهل البیت ثم ترضاها حتى رضیت».
هنگامى که فاطمه بیمار شد ابوبکر براى کسب رضایت نزد وى آمد و اجازه خواست تا او را ملاقات کند، علی علیه السلام به فاطمه سلام الله علیها فرمود: ابوبکر براى ملاقات اجازه مى‌خواهد فاطمه فرمود: آیا شما دوست دارید وارد شود؟ علی فرمود: آری، پس فاطمه اجازه داد، ابوبکر وارد شد و جویاى کسب رضایت فاطمه بود، ابوبکر گفت: به خدا سوگند خانه و زندگى و مال و ثروتم و خویشانم را ترک نکردم؛ مگر براى به دست آوردن رضایت و خوشنودى خدا و رسول و شما خاندان پیغمبر، پس فاطمه از وى راضى شد.
البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای ۴۵۸هـ) دلائل النبوه، ج ۷، ‌ ص ۲۸۱؛
البیهقی، احمد بن الحسین (متوفای ۴۵۸هـ) الاعتقاد والهدایه إلى سبیل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحدیث، ج ۱، ‌ ص ۳۵۴، تحقیق: أحمد عصام الکاتب، ناشر: دار الآفاق الجدیده – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۱هـ.

پاسخ :در پاسخ باید گفت:

عدم رضایت حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها از شیخین، اصل و اساس مشروعیت خلافت آن‌ها را زیر سؤال مى‌برد؛ چرا که ثابت مى‌کند تنها یادگار رسول خدا، برترین بانوى دو عالم، ‌ سیده زنان اهل بهشت با خلافت ابوبکر و عمر مخالف و از دست آن‌ها ناراضى و خشمگین بوده است و طبق روایات صحیح السندى که در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت آمده است، رضایت فاطمه رضایت رسول خدا و خشم او خشم رسول خدا است.
از این رو عالمان اهل سنت دست به کار شده و روایتى را جعل کرده‌اند تا ثابت کنند که شیخین پس از آن که دختر رسول خدا را به خشم آوردند، در واپسین روزهاى زندگى آن حضرت به عیادت ایشان رفته و از او درخواست رضایت کردند و فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز از آن‌ها راضى شد.!
در پاسخ چند نکته را متذکر می شویم:

اولاً
: سند روایت مرسل است؛ چرا که شعبى از تابعین است و خود شاهد ماجرا نبوده و این روایت همان اشکالى را دارد که اهل سنت به روایت بلاذرى و طبرى مى‌کردند.
ثانیاً
: بر فرض این که مرسلات تابعىن مورد قبول باشد، باز هم نمى‌توان روایت شعبى را پذیرفت؛ زیرا شعبى از دشمنان امیرمؤمنان علیه السلام و ناصبى بوده است؛ چنانچه بلاذرى و ابوحامد غزالى به نقل از خود شعبى مى‌نویسند:
«عن مجالد عن الشعبی قال: قدمنا على الحجاج البصره، وقدم علیه قراء من المدینه من أبناء المهاجرین والأنصار، فیهم أبو سلمه بن عبد الرحمن بن عوف رضی الله عنه… وجعل الحجاج یذاکرهم ویسألهم إذ ذکر علی بن أبی طالب فنال منه ونلنا مقاربه له وفرقاً منه ومن شره….»
در شهر بصره همراه عده‌اى بر حجاج وارد شدیم گروهى از قاریان مدینه از فرزندان مهاجر و انصار که ابوسلمه بن عبد الرحمن بن عوف نیز در جمع آنان بود، حضور داشتند. حجاج با آنان مشغول گفتگو بود یادى از علی بن ابوطالب کرد و از او بدگویى نمود و ما نیز به خاطر رضایت حجاج و در امان ماندن از شرّ او از علی بدگویى کردیم….
البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای۲۷۹هـ) أنساب الأشراف، ج ۴، ص ۳۱۵؛
الغزالی، محمد بن محمد أبو حامد (متوفای۵۰۵هـ)، إحیاء علوم الدین، ج ۲، ص ۳۴۶، ناشر: دار االمعرفه – بیروت.
آیا روایت یک ناصبى مى‌تواند براى ما حجت باشد؟

نارضایتی فاطمه (سلام الله علیها) از ابوبکر در صحیح‌ترین کتاب‌هاى اهل سنت
ثالثاً
: غضب فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر از آفتاب روشن تر وغیر قابل انکار است. بخارى در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر، سخن گفته است.
در کتاب أبواب الخمس، مى‌نویسد:
«فَغَضِبَتْ فَاطِمَهُ بِنْتُ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَکْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّیَتْ».
فاطمه دختر رسول خدا از ابوبکر ناراحت و از وى روى گردان شد و این ناراحتى ادامه داشت تا از دنیا رفت.
(۱)
در کتاب المغازی، باب غزوه خیبر، حدیث ۳۹۹۸ مى‌گوید:
«فَوَجَدَتْ فَاطِمَهُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ»
فاطمه بر ابوبکر غضب کرد وبا وى سخن نگفت تا ازدنیا رفت.
(۲)
در کتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبى (ص) لا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَهٌ حدیث ۶۳۴۶ مى‌نویسد:
«فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ».
پس فاطمه از ابوبکر کناره گیرى کرد و با وى سخن نگفت تا از دنیا رفت.
(۳)
و در روایت ابن قتیبه آمده است که هنگامى که آن دو براى عیادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله علیها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به امیرمؤمنان علی علیه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت کرد، ‌ در پاسخ امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:
«البیت بیتک».
یعنى علی جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر کسى را که دوست دارى اجازه ورود بدهی. امیر مؤمنان علیه السلام براى اتمام حجت و این که آن دو بعداً بهانه نیاورند که ما مى‌خواستیم از فاطمه رضایت بگیریم؛ ولى علی نگذاشت، به آن دو اجازه ورود داد.
هنگامى که آن‌ دو عذرخواهى کردند، صدیقه طاهره نپذیرفت؛ بلکه از آن‌ها این چنین اعتراف گرفت:
«نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول «رضا فاطمه من رضای وسخط فاطمه من سخطی فمن أحب فاطمه ابنتی فقد أحبنی ومن أ رضى فاطمه فقد أرضانی ومن أسخط فاطمه فقد أسخطنی»
شما را به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید که فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هر کس فاطمه را خوشنود نماید مرا خوشنود کرده است و هر کس فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است؟.
هر دو نفرشان اعتراف کردند: آرى ما از رسول خدا اینگونه شنیده ایم.
نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم.
سپس صدیقه طاهره فرمود:
«فإنی أشهد الله وملائکته أنکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ولئن لقیت النبی لأشکونکما إلیه».
پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کرده‌اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد.
به این نیز بسنده نکرده و فرمود:
«والله لأدعون الله علیک فی کل صلاه أصلیها».
به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد.
(۴)
با این حال چگونه مى‌توان باور کرد که صدیقه شهیده سلام الله علیها از آن دو راضى شده باشد؟ آیا روایت بخارى مقدم است یا روایت بیهقی؛ آن‌هم روایت شخصى که دشمن امیرمؤمنان علیه السلام محسوب مى‌شده و خود نیز شاهد ماجرا نبوده است؟
ثالثاً: اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها از آن دو نفر راضى شده بود، چرا وصیت فرمود که او را شبانه دفن کنند و هیچ یک از کسانى را که به وى ستم روا داشته‌اند، براى تشییع جنازه و نماز خبر نکنند؟
محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:
«وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی صلى الله علیه وسلم سِتَّهَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى علیها»
فاطمه پس از رسول خدا شش ماه زنده بود و چون از دنیا رفت همسرش علی شبانه او را دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر بدن فاطمه نماز خواند.
(۵)
ابن قتیبه دینورى در تأویل مختلف الحدیث مى‌نویسد:
«وقد طالبت فاطمه رضی الله عنها أبا بکر رضی الله عنه بمیراث أبیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فلما لم یعطها إیاه حلفت لا تکلمه أبدا وأوصت أن تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا»
فاطمه از ابوبکر میراث پدرش رسول خدا را درخواست نمود و چون ابوبکر سرپیچى کرد سوگند یاد کرد که دیگر با وى سخن نگوید و وصیت کرد شبانه او را دفن کنند تا ابوبکر در تشییعش شرکت نکند.
(۶)
و عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:
«عن بن جریج وعمرو بن دینار أن حسن بن محمد أخبره أن فاطمه بنت النبی صلى الله علیه وسلم دفنت باللیل قال فر بها علی من أبی بکر أن یصلی علیها کان بینهما شیء»
از حسن بن محمد نقل است که گفت: فاطمه دختر پیامبر شب دفن شد تا ابوبکر بر پیکرش نماز نخواند؛ زیرا کدورتى بین آن دو وجود داشت.
و در ادامه نیز مى‌گوید:
«عن بن عیینه عن عمرو بن دینار عن حسن بن محمد مثله الا أنه قال اوصته بذلک».
از حسن بن محمد نیز همانند روایت پیشین نقل شده است؛ الا این که در این روایت گفته شده: فاطمه بر دفن شبانه وصیت کرد.
(۷)
البته ممکن است که کسى بگوید: ابوبکر بعدا پشیمان شد و توبه کرد، در پاسخ باید گفت: توبه زمانی مفید و ارزشمند است که همراه با ندامتى بر خواسته از عمق وجود آدمى باشد. و از طرفى گذشته را هم جبران نماید به این معنى که شخص توبه کننده حقوق تضییع شده را؛ چه الهى باشد و چه مردمى تمام آن را جبران نماید.
حال پرسش ما این است که آیا ابوبکر فدک را به صدیقه طاهره بازگرداند تا توبه‌اش توبه نصوح باشد و در نزد خداوند پذیرفته شود؟
بنابراین:

خشم فاطمه از شیخین تا واپسین لحظات زندگی‌ایشان و عدم رضایت از آن دو، از مسائلى است که در صحیح‌ترین کتاب اهل سنت پس از قرآن وارد شده و روایت بیهقى که از آن استفاده کسب رضایت فاطمه شده است، به دلیل وجود یک ناصبى در سلسله سند آن، اعتبار ندارد.

منبع : سایت فرهنگی اعتقادی فطرت

درباره مسعود مهربان

به زیر محمل تابوت ما بگوئید/به عزت وشرف کربلای عاشورا

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

کد امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.